داستان فیلم
یک بادیگارد که باید از یک زن برجسته که از لندن به چنای آمده است مراقبت و محافظت کند.
یک بادیگارد که باید از یک زن برجسته که از لندن به چنای آمده است مراقبت و محافظت کند.

رفیق، اگه دنبال یه فیلم میگردی که آدرنالین خونت رو بزنه سقف و همزمان یه داستانِ رمانتیکِ استخواندار هم داشته باشه، نباید «Joshua: Imai Pol Kaka» رو از دست بدی! راستش رو بخوای، سینمای هند (اونم بخشِ تامیلاش) جدیداً جوری داره توی ژانر اکشن جولان میده که هالیوود باید لنگ بندازه. به نظر من، این فیلم دقیقاً مثل یه شمشیرِ دو لبه است؛ یه طرفش خشونتِ عریان و تکنیکال و طرفِ دیگهاش یه عشقِ عمیق که مثل سایه از آدم محافظت میکنه. گاتام واسودِو منون، که اگه اشتباه نکنم استادِ ساختنِ همچین فضاهایِ سنگین و باکلاسیه، این بار رفته سراغ یه داستانِ بادیگاردی. و خب، مگه میشه یه فیلم از منون باشه و موزیک و قاببندیهاش آدم رو جادو نکنه؟ واقعاً دلم میخواد بگم که این فیلم از اوناست که بعد از دیدنش دوست داری بری کلاس رزمی اسم بنویسی!
داستان حول محورِ پسری به اسم جاشوا میچرخه؛ یه قاتلِ قراردادی سابق یا شاید بهتره بگم یه متخصصِ امنیتِ فوقحرفهای که زندگیش با یه ماموریتِ خاص زیر و رو میشه. اون باید از دختری به اسم کوندوی محافظت کنه؛ دختری که یه وکیلِ کلهگندهست و توی نیویورک بدجوری یقه یه مافیایِ خطرناک رو گرفته. حالا این مافیا افتادن دنبالش تا ساکتش کنن. جاشوا میشه “پلکِ چشمِ” این دختر (آخه اسم فیلم یعنی “مثلِ پلکِ چشم محافظت کن”). ولی قصه به همین سادگیها نیست! درسته که جاشوا یه ماشینِ کشتارِ بیاحساس به نظر میاد، ولی رابطهی قدیمی و احساسی که بین این دو تا هست، باعث میشه ماموریت تبدیل به یه نبردِ شخصی بشه. و خب، وقتی پایِ دل وسط میاد، جاشوا دیگه فقط با اسلحه نمیجنگه، با تمامِ وجودش میایسته… حتی اگه کلِ دنیا روبروش باشن!
اگه از من بپرسی، “اسلحه” توی دستِ جاشوا فقط یه ابزارِ جنگی نیست، بلکه امتدادِ ارادهی اون برایِ جبرانِ اشتباهاتِ گذشتهست. به نظر من، مِه و بارون توی سکانسهای کلیدی، نمادِ ابهامیه که توی زندگیِ یه مزدور وجود داره؛ کسی که هیچوقت نمیتونه با خیالِ راحت بخوابه. اگه اشتباه نکنم، استعارهی “پلک” که توی عنوان فیلم اومده، عمیقترین لایهی معنایی کاره؛ یعنی همونقدر که پلک بدونِ اراده و با سرعتِ نور از چشم محافظت میکنه، جاشوا هم هویتش رو با محافظت از معشوقش یکی کرده. واقعاً دلم میخواد بگم که فیلمنامه برخلافِ اکشنهایِ سطحی، سعی میکنه یه روحِ انسانی به قهرمانش بده تا فقط یه “آرنولدِ” هندی نباشه!
از لحاظ روانشناختی، جاشوا از یه نوع “انزوایِ خودخواسته” رنج میبره. اون از ترسِ صدمه زدن به بقیه، از جامعه فاصله گرفته. فیلم به زیبایی نشون میده که چطور یه رابطهی انسانی میتونه یخِ یه قلبِ سنگی رو آب کنه. از بُعد اجتماعی هم، فیلم به قدرتِ فسادناپذیرِ قانون (در قالب کاراکتر زن) و ارتشهایِ خصوصیِ مافیا اشاره میکنه. در واقع، تقابلِ بین “عدالتِ قانونی” و “عدالتِ خیابانی” یکی از تمهای اصلیه که لابلایِ مشت و لگدها خودش رو نشون میده.
منتقدا اکثراً از بازگشتِ گاتام منون به فرمِ ایدهآلش توی ژانر اکشن-رمانتیک خوشحال بودن. خیلیا نوشتن که «جاشوا» یه فیلمِ شیک و باکلاسه که استاندارد فنیِ سینمایِ جنوبِ هند رو چند پله جابهجا کرده. البته یه سری هم نقد داشتن که فیلمنامه توی نیمهی دوم یکم قابل پیشبینی میشه، ولی خب، مگه توی یه فیلم اکشنِ درجهیک، کسی دنبالِ پیچیدگیهایِ فلسفیِ نولان میگرده؟! به نظر من، بازیِ وارون (Varun) توی نقش اصلی، یه غافلگیریِ بزرگ بود؛ اون نشون داد که هم فیزیکش برایِ اکشن عالیه و هم میتونه حسِ غم رو توی چشماش به خوبی نشون بده.
در نهایت، اگه دنبال یه فیلم میگردی که هم چشمت رو با اکشنهایِ تمیز سیر کنه و هم یه قصهیِ مردونه و با معرفت داشته باشه، «Joshua: Imai Pol Kaka 2024» همون چیزیه که دکتر برات تجویز کرده! راستش رو بخوای، این فیلم ثابت میکنه که وفاداری هنوز هم جذابترین ویژگیِ یه قهرمانه. به نظر من، سینمایِ تامیل داره راهش رو خیلی درست میره و این فیلم یه مدرکِ محکم برایِ این ادعاست. پس پاپکورنهات رو آماده کن و بشین پایِ تماشایِ یه جنگِ تمامعیار برایِ عشق… پشیمون نمیشی، قول میدم! مگه رفاقت و محافظت چیزی غیر از اینه؟
این فیلم ترکیبی هیجانانگیز از ژانرهای اکشن، مهیج (Thriller) و درامِ رمانتیک است.
به خاطرِ صحنههای اکشنِ نسبتاً خشن و درگیریهای فیزیکی، تماشایِ اون برای کودکان زیر ۱۳ سال بدونِ حضورِ والدین توصیه نمیشه.
اگه از فیلمهایی مثل «The Bodyguard»، سری فیلمهای «John Wick» یا آثارِ قبلیِ گاتام منون مثل «Yennai Arindhaal» خوشت میاد، این فیلم رو هم دوست خواهی داشت.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.