داستان فیلم
لیلا بهمراه برادرش علی، مستأصل و درمانده دنبال تهیه پول عمل اضطراری قلب مادرند. از مسجد محل تا هر دوست و رفیق و آشنا. حالا تنها شانسشان پس انداز مادر در یک صندوق مالی است؛ که ظاهرا به مشکل خورده و گرفتن این پول به آسانی ممکن نیست...
لیلا بهمراه برادرش علی، مستأصل و درمانده دنبال تهیه پول عمل اضطراری قلب مادرند. از مسجد محل تا هر دوست و رفیق و آشنا. حالا تنها شانسشان پس انداز مادر در یک صندوق مالی است؛ که ظاهرا به مشکل خورده و گرفتن این پول به آسانی ممکن نیست...
راستش رو بخوای، وقتی اسم «Humdard» یا همون «همدرد» به گوشم خورد، فکر کردم با یه درام کلیشهای و اشکآور طرفم، اما رفیق… این فیلم خیلی فراتر از این حرفاست! به نظر من، این اثر که محصول ۲۰۲۴ هست، مثل یه آغوش گرم وسط یه زمستون سرده. واقعاً دلم میخواد بگم که کارگردان با یه حساسیت عجیبی دست گذاشته روی مفهوم رفاقت و دردی که آدمها با هم تقسیم میکنن. آخه میدونی، توی دنیایی که همه به فکر خودشونن، دیدن یه فیلم که درباره «فهمیدنِ دردِ دیگری» حرف میزنه، غنیمته. درسته که ریتم فیلم یکم آرومه، ولی خب، این آروم بودن لازم بود تا عمق نگاهها و سکوتها قشنگ به دلت بشینه. اگه دنبال یه فیلم میگردی که حال دلت رو خوب کنه و یادت بندازه که هنوز انسانیت نمرده، شک نکن که «Humdard» همون چیزیه که دنبالشی!
داستان درباره زندگی دو تا آدمه که از دو دنیای کاملاً متفاوت میان، ولی یه «زخم مشترک» اونها رو به هم وصل میکنه. اگه اشتباه نکنم، شخصیت اصلی مردی هست که تمام زندگیش رو وقف کارش کرده و همه چیزش رو توی یه مسیر اشتباه از دست داده. ولی خب، درست همون لحظهای که فکر میکنه به آخر خط رسیده، با کسی آشنا میشه که دردش از اون هم عمیقتره. آخه زندگی همیشه همینطوریه، نه؟! وقتی فکر میکنی تنهاترین آدم رو زمینی، یکی پیدا میشه که آینهٔ تمامنمای غصههات میشه. فیلم روایتگر این سفرِ درونیه؛ سفری برای پیدا کردنِ معنای دوباره در اوج ناامیدی. ولی ولی… قضیه به همین سادگیها هم نیست و سایههای گذشته دست از سرشون برنمیداره و اونا رو مجبور میکنه با حقیقتهای تلخی روبرو بشن.
به نظر من، «باران» توی این فیلم یه نماد خیلی هوشمندانه است. هر جا که شخصیتها دارن به یه درک جدید میرسن یا دارن از نظر روحی پاک میشن، بارون شروع به باریدن میکنه. واقعاً دلم میخواد بگم که اون فنجونهای چایِ نیمهخورده و خانههای قدیمی، نمادی از آرزوهای ناتمام و خاطراتی هستن که گرد و خاک روشون نشسته. آخه اگه دقت کنی، فیلم با اشیا حرف میزنه! هر قطعه از دکور داره یه لایه از تنهایی شخصیتها رو فریاد میزنه که شاید توی دیالوگها گفته نشه.
از نظر روانشناسی، فیلم «همدرد» به موضوع «سوگ ابراز نشده» میپردازه؛ دردهایی که آدمها توی خودشون میریزن تا جلوی بقیه کم نیارن. از بعد اجتماعی هم، فیلم نقد لطیفی داره به جوامع مدرن که توش آدمها مثل ربات از کنار هم رد میشن و هیچکس حال اون یکی رو نمیپسه. فیلم نشون میده که چطور فقر عاطفی میتونه خطرناکتر از فقر مالی باشه. در واقع، «Humdard» یه جورایی داره میگه که ما برای بقا، بیشتر از هر چیزی به «شنیده شدن» احتیاج داریم.
منتقدا فیلم رو به خاطر «صداقتش» تحسین کردن. خیلیا میگن بازیِ بازیگر اصلی انقدر زیرپوستی و عالیه که اصلاً حس نمیکنی داری فیلم میبینی. درسته که برخی به پایانبندی فیلم انتقاد داشتن و میگفتن یکم بیش از حد احساسیه، ولی به نظر من، برای چنین داستانی، این نوع پایانبندی لازم بود. منتقدای جشنوارههای منطقهای هم اونو یه «بازگشت شکوهمند به درامهای انسانی» توصیف کردن که به جای جلوههای ویژه، روی «احساس ویژه» سرمایهگذاری کرده.
خلاصه بگم رفیق… اگه دلت میخواد یه فیلمی ببینی که روحت رو صیقل بده و بهت یادآوری کنه که تنها نیستی، «Humdard 2024» بهترین انتخابه. این فیلم بهت نشون میده که همدردی یه کلمه نیست، یه سبک زندگیه. به نظر من، این اثر یه جواهره که زیر سایه فیلمهای تجاری گم شده. پس یه شب که هوا بارونیه یا دلت یکم گرفته، بشین و با این فیلم همراه شو. مطمئنم بعد از دیدنش، یه لبخند رضایت روی لبت میشینه و قلبت سبکتر میشه. حتماً ببینش!
این فیلم در ژانر **درام (Drama)** و با درونمایههای **اجتماعی و خانوادگی** ساخته شده است.
راستش رو بخوای، بله. فیلم محتوای نامناسب نداره، ولی چون تمش یکم سنگین و فلسفیه، ممکنه برای بچههای کوچک خستهکننده باشه؛ پس بیشتر برای نوجوانها و بزرگسالان جذابه.
اگه از فیلمهایی مثل **The Intouchables** یا درامهای احساسی و انسانی شرقی خوشتون میاد، قطعاً از این فیلم هم لذت میبرید.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.