داستان فیلم
جهان در اثر یک همهگیری ویران شده است. مارکو، تنها و دور از امنیت جنگل، با دنیایی فروپاشیده روبهرو میشود که در سکوت و خطر فرو رفته است.
جهان در اثر یک همهگیری ویران شده است. مارکو، تنها و دور از امنیت جنگل، با دنیایی فروپاشیده روبهرو میشود که در سکوت و خطر فرو رفته است.

وای… این یکی عمیق تر از چیزی بود که فکرش رو میکردم! «M 2023» یه فیلم درام، علمی‑تخیلی و حتی وحشتناک هم هست که واقعاً وقتی مینشینی نگاهش میکنی حس میکنی داری از ته دنیا به زندگی نگاه میکنی… آخه کارگردانی به اسم واردان توزیجا (Vardan Tozija) که خودش فضاهای تاریک و سنگین رو خیلی خوب میشناسه، این داستان رو توی یه دنیای پساآخرالزمانی پیچیده شده با احساس و تنهایی نشون میده. داستان ساده به نظر میاد ولی لایه های پنهانش واقعاً عمیقن و باعث میشن مدت ها بعد از تموم شدنش هم تو ذهنت بمونه.»
و خب… داستان از یه جنگل دورافتاده شروع میشه، جایی که مارکو، یه پسربچه کوچیک، همراه پدرش تو انزوا زندگی میکنه، چون دنیا توسط یه ویروس مخرب تقریباً نابود شده. پدرش اونقدر محافظهکار و نگران امنیته که مارکو از دنیای بیرون دور مونده… ولی آشنایی با یه پسر دیگه به اسم میکو باعث میشه کنجکاوی مارکو برای کشف دنیای بیرون بیشتر بشه. وقتی اتفاقاتی میوفته، اونها مجبور میشن جنگل رو ترک کنن و وارد جهانی خطرناک بشن — جهانی که قبلاً فقط از دور دیده بودن — و اونجا مارکو حقیقت های تلخ زندگی، غم، امید و امیدواری واقعی رو تجربه میکنه.»
وای، این بخش جذابه… فیلم واقعاً از ویروس و آخرالزمان به عنوان نمادهای سقوط جامعه و حس تنهایی، بیاعتمادی و ناامیدی استفاده میکنه. در عین حال، دوستی مارکو و میکو مثل یه پرتو نور میمونه که بهت میگه هنوز هم عشق و مهربونی تو تاریک ترین جاها هم میتونه شکوفا بشه — یه جور امید در دل ناامیدی.
راستش رو بخوای، فیلم بیشتر از اینکه صرفاً درباره بقا باشه، درباره رابطه پدر و پسر، تاثیر ترس بر ذهن آدمها و اینکه چطور انسان ها در مواجهه با تهدیدهای بیرونی واکنش نشون میدن، هست. مارکو انگار نماد روحیه انسانی در برابر فشار اجتماعیه و پدرش نماد اون آدمیه که از ترس آینده، احساسات رو سرکوب میکنه.
و خب، راستش رو بخوای ریتم فیلم آروم شروع میشه ولی کم کم پرتنش میشه… مثل موجی که داره میاد و تو نمیدونی کی به ساحل میرسه! این روند روایی باعث میشه حس کنجکاوی و ترس با هم ترکیب بشن، طوری که انگار داری با کاراکترها نفس میکشی و هر خطر جدیدی رو حس میکنی.
منتقدا به طور کلی اشاره کردن که این فیلم با وجود استفاده از کلیشه های پساآخرالزمانی، تونسته یه روایت انسانی و احساسی بسازه که کمتر تو این ژانر دیده میشه و بازی های نقش اصلی، به ویژه بچه ها، واقعاً تأثیرگذار بودن. همچنین فضاسازی و لوکیشن های واقع گرایانه باعث شده که حس بیپناهی و در عین حال زیبایی محیط به خوبی منتقل بشه.
به نظر من، این اثر یه قدم جدی برای واردان توزیجا به حساب میاد — چون که تونسته با بودجه محدود و فضاسازی خاص، یه داستان انسانی و تأثیرگذار بسازه که حتی میتونه هواداران ژانرهای متفاوت رو جذب کنه و نشون بده سینمای بالکان هم حرفای زیادی برای گفتن داره.
واقعا «M 2023» یکی از اون تجربه های سینماییه که بعد از دیدنش یه مدت باهات میمونه. شاید اولش ساده به نظر بیاد، ولی وقتی وارد دنیای احساسی شخصیت ها میشی، میفهمی که این فیلم در مورد امید، عشق، ترس و پیوندهای انسانی حرف های عمیقی برای گفتن داره.
«M 2023» ترکیبی از درام، علمی تخیلی، آخرالزمانی و حتی عناصر وحشت هست که باعث شده هم برای دوستداران داستان های احساسی و هم دوستداران ژانرهای تاریک جذاب باشه.
با اینکه تمرکز فیلم بیشتر بر روی داستان و احساساته، به دلیل فضاسازی آخرالزمانی و صحنه های دلهره آور، برای بچه های خیلی کوچک مناسب نیست و بیشتر بزرگسالان و نوجوانان میتونن ازش لذت ببرن.
اگه بخوایم فیلم هایی شبیه به «M» معرفی کنیم، میتونیم به «The Road» اشاره کنیم، چون اون هم دنیای پساآخرالزمانی و رابطه پدر و پسر رو دستمایه قرار میده، یا «Leave No Trace» که روی بقا و رابطه انسانی در طبیعت تمرکز داره، و حتی «A Quiet Place» برای اون حس ترس محیطی و تلاش برای بقا.
این فیلم برای اونایی که عاشق داستان های عمیق احساسی همراه با چاشنی علمی تخیلی و دلهره هستن، و دوست دارن یه تجربه متفاوت و تاثیرگذار داشته باشن، حسابی پیشنهاد میشه.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.