داستان فیلم
ماریا (۴۰ ساله) در تلاش است تا بین وظایف مادری و شغلی پرمشغلهاش تعادل برقرار کند، در حالی که همسر دومش، زیگموند، به دلیل کار، دائماً در سفر است. با افزایش فشار نیازهای متضاد، رابطهی آنها به تدریج از هم میپاشد.
ماریا (۴۰ ساله) در تلاش است تا بین وظایف مادری و شغلی پرمشغلهاش تعادل برقرار کند، در حالی که همسر دومش، زیگموند، به دلیل کار، دائماً در سفر است. با افزایش فشار نیازهای متضاد، رابطهی آنها به تدریج از هم میپاشد.

سلام رفیق! تا حالا شده فکر کنی زندگیت روی رواله و همهچی داره خوب پیش میره، ولی یهو با یه جمله مثلِ “دیگه نمیتونم ادامه بدم” کلِ جهانت آوار بشه روی سرت؟ فیلم «دوستداشتنی» (Loveable 2024) که اسم اصلیش توی زبان نروژی «Elskling» هست، دقیقاً دست میذاره روی همین لحظهیِ ترسناک. راستش رو بخوای، وقتی اولش فیلم رو شروع کردم، فکر کردم با یه درام کلیشهای دربارهیِ جدایی طرفم، ولی واقعاً دلم میخواد بگم که این اثر یه سیلیِ محکم به صورتِ تمامِ کساییه که فکر میکنن توی رابطهشون بینقصن. به نظر من، این فیلم از اون کارهاییه که بعد از تموم شدنش، نیمساعت به دیوار خیره میشی و به تمامِ رفتارهایِ خودت توی رابطههایِ قبلیت فکر میکنی. اگه اشتباه نکنم، این فیلم یکی از تحسینشدهترین کارهای جشنواره کارلووی واری امسال بود و خب، مگه میشه یه درامِ اسکاندیناویاییِ ریشهدار باشه و آدم رو تا عمقِ استخون نسوزونه؟ پس اگه دلت یه قصهیِ واقعی، ملموس و البته یکم دردناک میخواد، با من همراه باش تا این شاهکارِ نروژی رو کالبدشکافی کنیم!
قصه دربارهیِ “ماریا”ست؛ زنی حدوداً چهلساله، پرانرژی و البته کمی کنترلگر که با همسر دومش “زیگموند” و چهار تا بچهشون (که از دو تا ازدواج مختلف هستن) زندگی میکنه. همهچی ظاهراً خوبه، تا اینکه زیگموند بعد از یه سفرِ کاری برمیگرده و خیلی خونسرد میگه که دیگه نمیخواد با ماریا بمونه. شوکه شدی؟ ماریا هم همینطور! اون اصلاً نمیتونه درک کنه چرا. آخه اون که همهیِ زندگیش رو وقف خانواده کرده، مگه نه؟ فیلم اینجا متوقف نمیشه که فقط گریهوزاریِ یه زنِ رها شده رو نشون بده. نه! داستانِ اصلی تازه از جایی شروع میشه که ماریا مجبوره با خودش روبرو بشه. اون میخواد بفهمه چرا ازدواج اولش شکست خورد و چرا حالا دومی هم داره به همون سرنوشت دچار میشه. در واقع، فیلم روایتِ سفرِ درونیِ ماریا برای پیدا کردنِ اون گرهیِ کوریه که تویِ روانش مخفی شده… ولی خب، باز کردنِ این گره به این سادگیها نیست و کلی هزینهیِ عاطفی داره!
به نظر من، خونهیِ ماریا توی فیلم نمادی از درونِ خودشه؛ شلوغ، پر از مسئولیت، ولی در عین حال لرزان. راستش رو بخوای، اون صحنههایی که ماریا سعی میکنه همهچی رو مرتب کنه، استعارهای از تلاشِ بیهودهاش برایِ کنترلِ احساساتِ آدمهایِ اطرافشه. اگه اشتباه نکنم، کارگردان عمداً از فضاهایِ بسته استفاده کرده تا اون حسِ خفگیِ عاطفی رو به مخاطب منتقل کنه. واقعاً دلم میخواد بگم که فیلمنامه مثلِ یه پیازِ لایهلایهست؛ هر چی جلوتر میریم، نقابهایِ ماریا یکییکی میافته و ما با زنی روبرو میشیم که پشتِ اون چهرهیِ مقتدر، یه دختربچهیِ ترسیده و تنهاست که فقط میخواد دیده بشه. چقدر تلخه که آدم برایِ جلبِ توجه، خودش رو پشتِ کوهی از وظایف قایم کنه، مگه نه؟!
از لحاظ روانشناختی، فیلم «Loveable» یه مطالعهیِ موردیِ عالی دربارهیِ “طرحوارههایِ ناسازگار” هست. ماریا از یه جور نیازِ افراطی به تایید رنج میبره. از بُعدِ اجتماعی هم، فیلم به چالشهایِ “خانوادههایِ ترکیبی” (Blended Families) میپردازه؛ اینکه چطور مدیریت کردنِ بچههایی از پدرهای مختلف و حفظِ تعادل بینِ نقشِ مادری و همسری میتونه یه آدم رو به مرزِ فروپاشی برسونه. آخه مگه یه آدم چقدر توان داره که همزمان قهرمانِ همهیِ داستانها باشه؟
منتقدا حسابی فیلم رو تحویل گرفتن! خیلیا میگن این فیلم یه جور “تراپیِ سینمایی” هست. درسته که ریتمش آرومه و شاید برایِ کسایی که دنبالِ هیجان هستن یکم حوصلهسربر باشه، ولی به نظر من، قدرتِ فیلم توی همین مکثهاشه. منتقدِ “ورایتی” نوشته بود که «Loveable» یکی از صادقانهترین پرترههایی هست که تا حالا از یه زنِ مدرن در آستانهیِ فروپاشی ساخته شده. اگه اشتباه نکنم، فیلم امتیازهایِ خیلی بالایی از منتقدانِ سختگیرِ اروپایی گرفته و واقعاً دلم میخواد بگم که هلگا گورن شایستهیِ تمامِ جوایزِ بازیگریِ امسال هست.
در نهایت رفیق، فیلم «Loveable 2024» یه اثرِ موندگار و عمیقه که بهت یادآوری میکنه تا وقتی خودت رو دوست نداشته باشی و با سایههایِ درونت روبرو نشی، هیچ عشقی نمیتونه نجاتت بده. این فیلم شاید حالتو یکم بد کنه، ولی یه “بدِ خوبه”؛ از اونهایی که باعث میشه رشد کنی. واقعاً دلم میخواد بگم که اگه به سینمایِ اندیشمندِ اروپا و درامهایِ روانشناختی علاقه داری، این فیلم رو از دست نده. به نظر من، ماریا خودِ مائیم؛ با تمامِ ترسها و تلاشهایِ بیهودهمون برایِ کامل بودن. موافقی که گاهی وقتها باید همهچی خراب بشه تا بتونیم از نو بسازیمش؟ پس یه شب که دلت برایِ یه قصهیِ واقعی تنگ شده بود، بشین پایِ این فیلم و بذار ماریا بهت یاد بده چطوری با حقیقت روبرو بشی.
این فیلم در ژانرِ درام (Drama) و به طور دقیقتر در زیرژانرِ درامِ روانشناختی (Psychological Drama) قرار میگیره.
خیر، فیلم به دلیلِ تمهایِ سنگینِ عاطفی، بحثهایِ مربوط به طلاق و پیچیدگیهایِ روابطِ بزرگسالان، برایِ افراد زیرِ ۱۵ سال چندان مناسب و جذاب نیست.
اگه از فیلمهایی مثل «Marriage Story»، «Scenes from a Marriage» یا کارهایِ اینگمار برگمان خوشت میاد، حتماً عاشقِ این فیلم میشی!
میخوای بدونی آخرش ماریا با تنهاییاش کنار میاد یا دوست داری لیستِ بهترین درامهایِ نروژی رو برات ردیف کنم؟
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.