داستان فیلم
بر اساس یک داستان واقعی، یک کهنهسرباز ارتش آمریکا در افغانستان، با حضور روح بهترین دوستش از دوران خدمت، دچار کشمکش با پدربزرگ کهنهسرباز جنگ ویتنام و مشاور سازمان امور کهنهسربازان (VA) میشود.
بر اساس یک داستان واقعی، یک کهنهسرباز ارتش آمریکا در افغانستان، با حضور روح بهترین دوستش از دوران خدمت، دچار کشمکش با پدربزرگ کهنهسرباز جنگ ویتنام و مشاور سازمان امور کهنهسربازان (VA) میشود.

راستش رو بخوای، بعضی فیلمها هستن که وقتی تموم میشن، آدم رو توی یه خلسه عمیق فرو میبرن و «My Dead Friend Zoe» دقیقاً یکی از همونهاست. و خب، اگه فکر کردی با یه فیلم روحبازیِ کلیشهای و ترسناک طرفی، باید بگم سخت در اشتباهی! به نظر من این فیلم یکی از انسانیترین و شریفترین آثاریه که درباره مفهوم “جاماندگی” و تروما ساخته شده. واقعاً دلم میخواد بگم که کارگردان چقدر هوشمندانه تونسته مرز بین واقعیت و خیال رو برامون کمرنگ کنه. اگه اشتباه نکنم، این اثر توی فستیوال SXSW حسابی ترکوند و خب… حقش هم بود! این فیلم شبیه یه بغل گرمه که بوی گریه میده، میدونی چی میگم؟
داستان درباره مریت (Merritt) هست؛ یه کهنهسرباز ارتش که حالا برگشته به زندگی عادی، ولی یه مشکلی وجود داره… اون تنها نیست! صمیمیترین دوستش، زویی، که توی جنگ کشته شده، مدام جلوش ظاهر میشه و باهاش حرف میزنه. آخه مگه میشه آدم با کسی که مرده رفاقت کنه؟ درسته که بقیه فکر میکنن مریت دیوونه شده، ولی زویی برای اون از هر چیزی واقعیتره. داستان وقتی اوج میگیره که مریت مجبوره بره به کلبه پدربزرگش (با بازی بینظیر اد هریس) تا بهش کمک کنه، در حالی که خودش بیشتر از هر کسی به کمک نیاز داره. تقابل بین مریت، پدربزرگ کلهشقش و روحی که ولکنِ ماجرا نیست، یه درام فوقالعاده چالشبرانگیز رو ساخته.
به نظر من، زویی توی این فیلم فقط یه روح نیست؛ اون نمادِ تمام حرفهای نگفته و عذابوجدانهاییه که ما با خودمان حمل میکنیم. اون کلبه قدیمی و دورافتاده هم خودش یه جور نماده؛ نمادی از ذهنِ ایزوله شدهی مریت که نیاز به بازسازی داره. فیلم میخواد بگه که “گذشته” مثل یه دوستِ مرده همیشه کنار ما نشسته و تا وقتی باهاش صلح نکنیم، نمیذاره به آینده نگاه کنیم… چقدر عمیق و در عین حال ترسناکه، نه؟!
فیلم به شدت روی وضعیت اجتماعی سربازهای زن تمرکز کرده که معمولاً توی سینما کمتر بهشون پرداخته میشه. از زاویه روانشناسی، حضور زویی یه مکانیزم دفاعی برای ذهنه تا با غمِ سنگینِ فقدان کنار بیاد. این فیلم به ما یادآوری میکنه که “سالم بودن” فقط به جسم نیست و گاهی شکستگیهای روح، خیلی دیرتر از زخمهای جنگ جوش میخورن.
منتقدها حسابی از بازی “سونی کوا” (Sonequa Martin-Green) تعریف کردن و معتقدن که این بهترین نقشآفرینی زندگیشه. خیلیا میگن فیلم تونسته تعادل عجیبی بین “کمدی سیاه” و “تراژدی خالص” برقرار کنه. البته بعضیها معتقدن ریتم فیلم در یکسوم میانی کمی کند میشه، ولی خب، برای یه درام شخصیتمحور، این موضوع کاملاً طبیعیه و به نظر من، برای درک بهترِ حالِ مریت لازمه.
خلاصه که اگر دنبال یه فیلم هستی که قلبت رو مچاله کنه ولی در نهایت بهت امید بده، «My Dead Friend Zoe» انتخاب اول و آخرته. این فیلم بهمون یاد میده که اشکالی نداره اگر حالمون خوب نیست و گاهی اوقات، بزرگترین شجاعت اینه که بگی “من به کمک نیاز دارم”. به نظر من، این فیلم رو باید با یه لیوان چای گرم و یه همراهِ همدل دید. از دستش نده که واقعاً حیفه!
این فیلم در ژانر درام و کمدی-درام (Dramedy) قرار میگیره و المانهای روانشناختی قدرتمندی داره.
به دلیل پرداختن به موضوعاتی مثل جنگ، تروما و برخی الفاظ محاورهای، بهتره نوجوانان بالای ۱۵ سال و بزرگسالان اون رو تماشا کنن.
اگه از فیلمهایی مثل «The Fallout» یا «Manchester by the Sea» خوشت اومده، احتمالاً با این فیلم هم ارتباط دلی برقرار میکنی.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.