داستان فیلم
پس از مرگ ناگهانی مادربزرگ دورافتادهاش، طوفان برفی رزاریو را در کنار جسد او محبوس میکند و در همین حال نیروهای فراطبیعی تاریک شروع به حمله به او میکنند.
پس از مرگ ناگهانی مادربزرگ دورافتادهاش، طوفان برفی رزاریو را در کنار جسد او محبوس میکند و در همین حال نیروهای فراطبیعی تاریک شروع به حمله به او میکنند.

راستش رو بخوای، بازار فیلمهای ترسناک این روزها پر شده از کلیشههای تکراری، ولی وقتی اسم «روزاریو» (Rosario) وسط میاد، قضیه یه کم فرق میکنه. این فیلم که توی سال ۲۰۲۵ حسابی سر و صدا به پا کرده، دست میذاره روی یکی از اون ترسهای قدیمی و ریشهدار: “مردهای که نباید بیدار میشد”. به نظر من، این فیلم فقط یه اثر ترسناک معمولی نیست که با چندتا جیغ و داد تموم بشه؛ بلکه یه تجربه تنشزای خالصه که از دل فرهنگ و خرافات بیرون کشیده شده. اگه دوز آدرنالین خونت افتاده و دنبال چیزی میگردی که شبها موقع خواب یادت بیاد و مو به تنت سیخ کنه، واقعاً دلم میخواد بگم که روزاریو دقیقاً همون چیزیه که لازم داری! کارگردان این اثر، ری توریبیو، با یه جسارت خاصی رفته سراغ داستانی که مرز بین عشقِ فرزندی و وحشتِ ماوراءطبیعی رو جابهجا میکنه.
داستان درباره دختری به اسم روزاریو هست که برمیگرده به خونه قدیمی و درب و داغون مادربزرگش در فیلیپین. تا اینجا شاید بگی خب، این که همون داستان همیشگیه! ولی صبر کن… ماجرا از اونجایی بیخ پیدا میکنه که اوضاع جوی بد میشه و طوفان همه جا رو میگیره. روزاریو مجبوره یه شب رو با جسد مادربزرگش که تازه فوت کرده توی اون خونه تنها بمونه. ولی خب، مشکل اینجاست که مادربزرگ خدابیامرزش انگار خیلی هم قصد نداره اون دنیا بمونه! یه سری نیروهای شیطانی و قدیمی وارد بازی میشن و جسد شروع میکنه به انجام کارهایی که اصلاً با عقل جور درنمیاد. حالا این دختر بیچاره باید تا صبح دووم بیاره، اونم در حالی که نه راه پس داره و نه راه پیش… ترسناکه، نه؟!
توی این فیلم، “خونه” خودش یه شخصیت جداگانهست. اون دیوارهای چوبی و تاریک، نمادی از گذشتهای هستن که ولکنِ آدم نیست. اگه اشتباه نکنم، تسبیح یا همون “روزاریو” که اسم فیلم هم هست، اینجا فقط یه وسیله مذهبی نیست؛ بلکه نماد یه زنجیرهست که نسلهای یک خانواده رو به گناهان قدیمیشون متصل نگه میداره. به نظر من، بیدار شدنِ مرده توی این فیلم، استعارهای از رازهای دفن شدهست که وقتی بهشون بیتوجهی میکنی، با قدرت بیشتری برمیگردن تا خفهات کنن!
از نظر روانشناسی، فیلم دست میذاره روی “ترس از دست دادن” و “گناهِ بازمانده”. روزاریو نسبت به مادربزرگش حس دین و گناه داره و همین حس باعث میشه که در برابر اتفاقات ماوراءطبیعی ضعیف بشه. در واقع، این شیطان نیست که اون رو آزار میده، بلکه خاطرات و تروماهای خودشه که به شکل یه جسد متحرک تجسم پیدا کردن. عجیبه که چطور ذهن آدم میتونه توی تنهایی و تاریکی، بدترین دشمن خودش بشه!
منتقدا اکثراً فیلم رو ستایش کردن، مخصوصاً به خاطر اینکه به جای استفاده از “جامپاسکرهای” ارزانقیمت، رفته سراغ خلق اتمسفر سنگین. خیلیا میگن ری توریبیو تونسته امضای شخصی خودش رو توی ژانر وحشت ثبت کنه. البته یه سری هم معتقدن که ریتم فیلم توی اواسط کار یه کم کند میشه، ولی درسته که کند پیش میره، اما این کندی در خدمتِ ساختن اون تعلیق نهایی هست که پایانبندی فیلم رو مثل بمب میترکونه. اگه بخوام صادقانه بگم، امتیازهای فیلم توی سایتهای معتبر نشوندهنده اینه که با یه اثر سطح بالا طرف هستیم.
خلاصه که اگر فکر میکنی دیگه هیچ فیلم ترسناکی نمیتونه غافلگیرت کنه، «روزاریو» رو بذار توی لیست تماشات. این فیلم با ترکیب فرهنگ شرقی و ساختار سینمای مدرن، یه معجون تلخ و ترسناک درست کرده که تا مدتها طعمش زیر زبونت میمونه. به نظر من، فیلم برنده اصلیاش اونایی هستن که به جزئیات دقت میکنن و فقط دنبال جیغ زدن نیستن. پس چراغها رو خاموش کن، صدا رو زیاد کن و آماده شو برای یه شب طولانی و پر از کابوس… فقط یادت باشه، اگه صدای پایی از توی پذیرایی شنیدی، اصلاً پشت سرت رو نگاه نکن!
این فیلم در ژانر وحشت (Horror) و به طور دقیقتر وحشتِ ماوراءطبیعی و تریلر روانشناختی طبقهبندی میشه.
به هیچ وجه! به دلیل وجود صحنههای به شدت استرسزا، ترسناک و نمایش جسد، تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال و کسانی که بیماری قلبی دارن اصلاً پیشنهاد نمیشه.
این فیلم از نظر اتمسفر شباهت زیادی به فیلم «The Autopsy of Jane Doe» و فیلمهای جیمز وان مثل «The Conjuring» داره، اما با یه تمِ فرهنگیِ متفاوت.
“`
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.