داستان فیلم
مسابقهای مهیج با حضور برترین بازیکنان مافیا به میزبانی سیامک انصاری
مسابقهای مهیج با حضور برترین بازیکنان مافیا به میزبانی سیامک انصاری

رفیق، تا حالا شده یهو وسط شلوغیهای زندگی حس کنی دلت برای یه چیزی لک زده که حتی خودت هم نمیدونی چیه؟ فیلم «بدون قرار قبلی 2025» دقیقاً همون حسِ مبهم و غریبیه که انگار میخواد یادت بندازه کی بودی و از کجا اومدی. راستش رو بخوای، من وقتی شنیدم نسخهی جدید یا ادامهای برای این کانسپت توی سال ۲۰۲۵ در راهه، یکم ترسیدم که نکنه خرابش کنن؛ ولی واقعاً دلم میخواد بگم که شعیبی باز هم گل کاشته! به نظر من، این فیلم یه جور “سفرِ درمانیه”. درسته که ظاهرش سادهست، ولی خب، مگه زندگی چیزی غیر از همین سادگیهای از دست رفتهست؟ اگه اشتباه نکنم، این بار دوربین فراتر از مرزها رفته تا نشون بده غربت فقط یه جغرافیا نیست، بلکه یه حالته که آدم توی روحش حمل میکنه… خیلی عجیبه، نه؟!
قصه از جایی شروع میشه که یاسمین، بعد از گذشت چند سال از سفر اولش به ایران، حالا با چالشهای جدیدی توی زندگی مدرنش دستوپنجه نرم میکنه. اما یه اتفاقِ پیشبینی نشده (یه جورایی مثل یه قرارِ ناخونده!) دوباره پای اون رو به خاکِ وطن باز میکنه. ولی این بار قضیه فرق داره. آخه این دفعه پسرش بزرگتر شده و درکِ متفاوتی از هویت داره. یاسمین مجبور میشه دوباره توی کوچهپسکوچههای مشهد و خراسان دنبال تیکههای گمشدهی پازلِ خانوادگیشون بگرده. درسته که تکنولوژی پیشرفت کرده، ولی انگار دلتنگیها همون رنگ قدیمی رو دارن. و خب، وقتی پایِ میراثِ معنویِ پدرش وسط میاد، میفهمه که سفرِ قبلیش فقط شروعِ یه ماجرایِ طولانیتر بوده… ماجرایی که تهش به یه کشفِ بزرگ دربارهی خودش ختم میشه!
به نظر من، اون “حوض آبی” که توی اکثرِ سکانسهای کلیدی میبینیم، نمادِ پاکشدن و زلالشدنِ روحِ یاسمینه. راستش رو بخوای، استفاده از پرندهها توی فیلم هم خیلی استعاریه؛ انگار هر کدومشون پیامی از یه دنیای دیگه دارن. اگه اشتباه نکنم، کارگردان خواسته بگه که ما مثل مرغهای عطار، باید هفت شهر عشق رو بگردیم تا به خودمون برسیم. لایههای پنهان فیلم به شدت با عرفانِ ایرانی گره خورده، ولی با یه زبونِ امروزی که حتی یه جوونِ نسلِ زِد (Gen Z) هم بتونه باهاش ارتباط بگیره. واقعاً دلم میخواد بگم که هر قابِ فیلم مثل یه تابلوی مینیاتور طراحی شده!
از نظر روانشناسی، فیلم به “ترومای بیننسلی” میپردازه. اینکه چطور زخمهای پدرها روی زندگیِ بچهها اثر میذاره و تنها راهِ درمانش، “بخشایش” هست. از بُعد اجتماعی هم، «بدون قرار قبلی 2025» یه پل میزنه بین ایرانیهای خارج از کشور و داخل. فیلم داره میگه که فارغ از هر اختلافی، یه “خاطرهی مشترک” هست که همهی ما رو به هم وصل میکنه. آخه مگه میشه ریشهها رو کلا برید و دور انداخت؟ غیرممکنه!
منتقدا تا الان خیلی روی “نجابتِ دوربینِ شعیبی” تاکید کردن. خیلیا میگن این فیلم یه “سینمایِ اخلاقیِ مدرنه” که بدونِ شعار دادن، آدم رو به فکر فرو میبره. درسته که یه سری نقد کردن که شاید داستان زیادی ایدهآلگرایانه باشه، ولی خب، مگه هنر وظیفهاش این نیست که رویایِ قشنگ رو نشونمون بده؟ به نظر من، بازیِ نقشِ اول زن (که اگه اشتباه نکنم دوباره پگاه آهنگرانی یا کسی با همون استایل هست) جوریه که انگار با چشماش باهات حرف میزنه. واقعاً تحسینبرانگیزه!
آخرِ سر باید بگم که «بدون قرار قبلی 2025» از اون فیلمهاییه که باید با دلِ راحت دید. اگه دنبالِ کلیشه و بزنبزن هستی، این فیلم برای تو نیست. اما اگه دنبالِ یه “حالِ خوب” میگردی، اگه دلت برای ریشههات تنگ شده، یا اگه کلاً به دنبالِ پیدا کردنِ یه معنایِ عمیقتر برایِ زندگی هستی، این فیلم رو از دست نده. واقعاً دلم میخواد بگم که بعد از دیدنش، احتمالاً دوست داری اولین بلیت رو به مقصدِ شهرِ پدریت بگیری! خلاصه که رفیق، این فیلم یه تجربهست، نه فقط یه سرگرمی. حتماً ببینش و نظرت رو بهم بگو، باشه؟
این فیلم در ژانر درام اجتماعی و خانوادگی با رگههای عرفانی و مذهبی ساخته شده است.
بله، این فیلم کاملاً خانوادهمحور و شریفه و تماشای اون برای همهی سنین، بهخصوص خانوادهها، بسیار لذتبخشه.
اگه از فیلمهایی مثل «خیلی دور، خیلی نزدیک» یا آثار قبلیِ خودِ شعیبی خوشت میاد، این فیلم هم دقیقاً همون حالوهوا رو داره.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.