معرفی و بررسی تحلیلی «Una jirafa en el balcón»؛ سفری به اعماق خاطرات تبعید
راستش رو بخوای، بعضی فیلمها هستن که مثل یه سیلی ملایم بیدارت میکنن؛ نه اونقدر محکم که دردت بیاد، ولی اونقدر موثر که تا ساعتها به فکر فرو بری. فیلم «Una jirafa en el balcón» (زرافهای در بالکن) محصول ۲۰۲۴ آرژانتین، دقیقاً از همین جنبهست. به نظر من، این فیلم از اون جواهرات پنهان امسال بود که شاید لابلای بلاکباسترهای پر زرقوبرق گم شده باشه، ولی واقعاً دلم میخواد بگم که اگه به سینمایِ انسانی و قصهگو علاقه داری، نباید ازش بگذری. کارگردانش، “دیگو لرمان”، اومده دست گذاشته روی یه زخم قدیمی؛ تروماهای دوران دیکتاتوری و تبعید. و خب، وقتی بازیگر غولی مثل «آندریا پاتریشیا» رو داری، دیگه خیالت راحته که قراره یه اجرای بینظیر ببینی. اگه اشتباه نکنم، این فیلم بیشتر از اینکه درباره سیاست باشه، درباره اینه که چطور گذشته مثل یه سایه، حتی توی پیری هم دست از سر آدم برنمیداره!
خلاصه داستان «Una jirafa en el balcón»
داستان دربارهی زنی به اسم «لیدیا» هست که سالهاست توی بارسلونا زندگی میکنه و به ظاهر یه زندگی آروم و جا افتاده داره. لیدیا دههها قبل، به خاطر شرایط سیاسیِ وحشتناکِ آرژانتین، مجبور شده همه چیزش رو رها کنه و فرار کنه. اما یه روز، یه دعوتنامه یا بهتر بگم یه احضاریه از گذشته به دستش میرسه که مجبورش میکنه برگرده به بوینسآیرس. اون باید با گذشتهای روبرو بشه که چهل سال سعی کرده بود دفنش کنه. حالا لیدیا تویِ یه سفرِ احساسی، باید بینِ نوهیِ کوچیکش در اسپانیا و خاطراتِ خونین و رفیقایِ قدیمیش در آرژانتین، یه پل بزنه. قضیه وقتی بیخ پیدا میکنه که میفهمه بعضی از “رازها” هنوز زندهان و دارن نفس میکشن… یه درامِ معمایی که ذرهذره لایههایِ زندگیش رو باز میکنه!
تحلیل داستان
- تقابلِ غربت و وطن: فیلم به زیبایی نشون میده که “خونه” کجاست؟ جایی که توش امنی یا جایی که ریشههات توش خشک شده؟
- ارثیهیِ تروما: داستان روی این موضوع تمرکز داره که چطور دردهایِ نسلِ گذشته، ناخودآگاه به نسلهایِ بعدی هم سرایت میکنه، حتی اگه حرفی ازشون زده نشه.
نمادگرایی و لایههای پنهان
اسمِ عجیبِ فیلم، یعنی “زرافهای در بالکن”، خودش کلی حرف داره. به نظر من، زرافه نمادِ یه چیزِ غریبه و غیرمتعارف توی یه محیطِ معمولیه. لیدیا خودش همون زرافهست؛ کسی که توی بارسلونا وصلهیِ ناجوره و توی آرژانتین هم دیگه غریبه محسوب میشه. اگه اشتباه نکنم، بالکن هم استعارهای از فضایِ تعلیقه؛ جایی بینِ زمین و آسمان، بینِ گذشته و حال. واقعاً دلم میخواد بگم که فیلم با نمادهایِ بصریِ خیلی ظریف، حسِ گمگشتگیِ یه تبعیدی رو بهت منتقل میکنه. انگار لیدیا همیشه داره از بالا به زندگیِ خودش نگاه میکنه، ولی دستش به هیچجا بند نیست… خیلی غمانگیز ولی زیباست!
ابعاد روانشناختی یا اجتماعی
از بعدِ روانشناختی، ما با مفهومِ “حافظهیِ گزینشی” طرفیم. لیدیا بخشهایی از زندگیش رو سانسور کرده تا بتونه دووم بیاره. آخه مگه یه آدم چقدر کشش داره که این همه تلخی رو با خودش حمل کنه؟! از نظرِ اجتماعی هم، فیلم به زخمهایِ بازِ جامعهیِ آرژانتین بعد از دورانِ دیکتاتوری میپردازه. موضوعِ “ناپدیدشدگانِ اجباری” هنوز هم یه داغِ تازهست. فیلم میپرسه: آیا عدالت میتونه بعد از چهل سال اجرا بشه یا فقط “بخشیدن” راهِ چارهست؟ این کلنجارِ درونیِ لیدیا، در واقع کلنجارِ یه ملته.
تکنیکهای روایی و بصری
- فلاشبکهایِ هوشمندانه: برخلافِ خیلی از فیلمها، فلاشبکهای اینجا گیجکننده نیستن؛ اونا مثلِ تکههایِ یه پازل هستن که وقتی لیدیا به جایِ خاصی میره، یهو توی ذهنش زنده میشن.
- قاببندیهایِ بسته و خفقانآور: دوربین توی صحنههایِ آرژانتین جوری به لیدیا نزدیک میشه که انگار شهر داره اونو میبلعه.
- موسیقی متنِ مینیمال: استفاده از سکوت و صداهایِ محیطیِ شهر بوینسآیرس، تاثیرِ دراماتیکِ صحنهها رو دوچندان کرده.
نقد و بررسی منتقدان
منتقدا توی جشنوارههایِ آمریکایِ لاتین حسابی از فیلم تعریف کردن. خیلیا معتقدن که این فیلم پختهترین اثرِ دیگو لرمان تا به امروزه. راستش رو بخوای، بعضیها هم انتقاد کردن که ریتمِ فیلم توی یکسومِ میانی یه کم افت میکنه، ولی به نظر من، این ریتمِ آروم برایِ درکِ استیصالِ شخصیتِ اصلی لازمه. بازیِ آندریا پاتریشیا به قدری قدرتمنده که حتی وقتی حرف نمیزنه، میتونی صدایِ فریادِ درونیش رو بشنوی. منتقدان میگن این فیلم یه “درسِ تاریخِ انسانی” هست، نه یه بیانیهیِ سیاسیِ خشک.
مشخصات فنی اثر «Una jirafa en el balcón»
- کارگردان: دیگو لرمان (Diego Lerman)
- نویسنده: دیگو لرمان، ماریا میرا
- بازیگران اصلی: آندریا پاتریشیا، کلاودیو تولکاچیر، مونیکا لالوآنا
- زبان: اسپانیایی
- مدت زمان: ۹۰ دقیقه
- تاریخ انتشار: سپتامبر ۲۰۲۴
- پلتفرمهای پخش: جشنوارههایِ بینالمللی و اکرانِ محدود
نکات جالب دربارهٔ فیلم
- فیلمبرداری در دو کشور اسپانیا و آرژانتین انجام شده تا تفاوتِ اتمسفرِ زندگیِ لیدیا کاملاً واقعی به نظر بیاد.
- داستانِ فیلم از چندین پروندهیِ واقعیِ حقوقِ بشری الهام گرفته شده که هنوز در آرژانتین در جریان هستن.
- این فیلم نمایندهیِ موجِ جدیدِ سینمایِ آرژانتینه که سعی داره با نگاهی شخصیتر به مسائلِ تاریخی نگاه کنه.
- پوسترِ فیلم که یه تصویرِ سورئاله، کلی سر و صدا به پا کرد چون هیچ ربطِ مستقیمِ ظاهری به داستان نداره ولی حسش رو عالی منتقل میکنه!
نتیجهگیری
در نهایت باید بگم که «زرافهای در بالکن» فیلمی نیست که باهاش پاپکورن بخوری و بخندی. این فیلم یه تجربهیِ عمیقه که ازت میخواد با لیدیا همسفر بشی و ببینی چطور یه پیرزنِ معمولی میتونه قهرمانِ زندگیِ خودش باشه. به نظر من، ارزشِ فیلم توی اینه که بهمون یادآوری میکنه حقیقت هیچوقت از بین نمیره، فقط ممکنه مدتی زیرِ غبارِ زمان پنهان بشه. اگه دنبالِ یه درامِ استخواندار و انسانی هستی که قلبت رو لمس کنه، حتماً براش وقت بذار. واقعاً دلم میخواد بگم که این فیلم یه یادآوریه برایِ همهیِ ما: گذشته رو نمیشه عوض کرد، ولی میشه باهاش صلح کرد.
سوالات متداول درباره فیلم «Una jirafa en el balcón»
فیلم «Una jirafa en el balcón» در چه ژانرهایی ساخته شده است؟
این اثر در ژانر درام (Drama) و معمایی (Mystery) ساخته شده و رگههایی از تریلرِ روانشناختی رو هم در خودش داره.
آیا فیلم «Una jirafa en el balcón» مناسب تمام گروههای سنی است؟
به خاطرِ موضوعاتِ سنگینِ سیاسی، شکنجه و تروماهایِ روانی، تماشایِ اون به نوجوانانِ زیر ۱۵ سال توصیه نمیشه و مخاطبِ اصلیش بزرگسالان هستن.
فیلم «Una jirafa en el balcón» شبیه چه فیلمهایی است؟
اگه از فیلمهایی مثل «The Official Story» یا «Argentina, 1985» خوشتون اومده، حتماً از نگاهِ شخصیترِ این فیلم به تاریخِ آرژانتین لذت میبرید.
“`
- جوایز: n/a
- زبان: اسپانیایی
- نویسنده: Diego Yaker
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.