داستان فیلم
در دنیایی که موجودات افسانهای ساکن آن هستند، دو برادر نوجوان از نژاد پریان، به نامهای ایان و بارلی لایتفوت، عازم سفری ماجراجویانه میشوند تا با پیدا کردن یک شی جادویی و اسرارآمیز، پدر مرحومشان را به دنیای خود بازگردانند و...
در دنیایی که موجودات افسانهای ساکن آن هستند، دو برادر نوجوان از نژاد پریان، به نامهای ایان و بارلی لایتفوت، عازم سفری ماجراجویانه میشوند تا با پیدا کردن یک شی جادویی و اسرارآمیز، پدر مرحومشان را به دنیای خود بازگردانند و...

آخه راستش رو بخوای… «اونوارد» یه انیمیشن ماجراجوییـفانتزیه که هم دلِ بچهها رو میبره، هم بزرگترها رو! این اثر از کمپانیِ پیکسارِ معروفه که همیشه از داستانگویی با احساس و جزئیاتِ تصویریِ خیرهکننده سر در میاره. داستانش ترکیبیه از جادو و دنیای مدرن، به گونهای که تو همزمان احساسِ آشنا و عجیب بودنِ جادو رو میگیری—انگار دنیای فانتزیِ قدیمی وسطِ شهرهای پیشرفته جا خوش کرده! کارگردان این اثر دن اسکنلونه که قبلتر «دانشگاه هیولاها» رو ساخته بود، و تو این اثر تلاش کرده با یه قصهی خانوادگیِ گرم روبهروی مخاطب بشینه و بگه که ارزشِ واقعیِ زندگی و خانواده گاهی تو لحظههایِ کوچیکه!
و خب خلاصهش اینه که تو یه دنیای شگفتانگیزِ شهری که موجوداتِ افسانهای مثل الفها، گابلینها، و تکشاخها به زندگیِ روزمره چسبیدن، دو برادرِ الف—ایان و بارلی لایتفوت—برای تولد 16 سالگی ایان یه هدیهی جادویی از پدرِ فوتشدهشون میگیرن: یه طلسم که میتونه پدرشون رو برای ۲۴ ساعت برگردونه. ولی آخه یه بدبیاریِ جادوییِ خندهدار باعث میشه فقط قسمت پایینِ بدنِ پدرشون ظاهر بشه! پس این دو تا تا وقتی زمان تموم نشده باید یه جواهرِ قدرتمندتر پیدا کنن تا طلسم رو کامل کنن—و از مادرِ نگرانشون هم مخفی بمونن!
آخه وقتی به عمقِ داستان نگاه میکنی، میبینی «اونوارد» از جادو به عنوان نمادی برایِ ارتباطِ از دسترفته با عزیزانش استفاده میکنه—مثلِ اون شباهتی که دن اسکنلون (کارگردان) با تجربهی واقعیِ رابطهاش با برادرش داشته که پدرشون رو زود از دست داده بودن—این باعث میشه حتی کودکان، بدون اینکه مستقیم بفهمن، حسِ فقدان و ارزشِ لحظهها رو تجربه کنن.
راستش رو بخوای، این انیمیشن از نگاهِ روانشناختی خیلی خوب نشون میده که چطور یه نوجوانِ کماعتماد به نفس مثل ایان باید بر ترسهاش غلبه کنه و یاد بگیره به خودش باور داشته باشه… در حالی که بارلی، برادرِ بزرگتر، با شوخطبعیِ خودش سعی میکنه زندگی رو سبک کنه ولی واقعاً پشتِ اون همه جوک، یه احساسِ عمیقِ نیاز به خانواده هست.
و خب به نظر من ریتمِ «اونوارد» حسابی خوبه چون نه خیلی تندِ و نه خیلی کند—شروعِ داستان آرومه و کمکم پیچوخمِ ماجرا و هیجان بالا میره تا مخاطب تو مسیرِ رشدِ شخصیتا هم شریک بشه و آخرش هم یه نتیجهی احساسیِ قوی بگیره که کم پیش میاد تو انیمیشنها اینقدر تمومِ ماجراجویی و دلانگیزی به هم گره بخورن!
بیشتر منتقدا این انیمیشن رو به عنوان یه اثرِ دلگرمکننده و خلاقانه میبینن—با این که بعضیا میگن نسبت به شاهکارهایِ قبلیِ پیکسار ممکنه کمی کمعمقتر باشه، ولی بر خلافِ کلیشههایِ تکراری، این داستانِ فانتزی خانوادگی تونسته حسِ واقعیِ دوستی و خانواده رو منتقل کنه و لحظاتی هم مخاطب رو به خنده و هم به اشک وادار کنه!
به نظر من «اونوارد» یکی از اون انیمیشنهایِ پیکساره که نشون میده این استودیو هنوز میتونه با داستانِ احساسیِ انسانی و فانتزیِ روشن مخاطب رو تحت تاثیر قرار بده—نه همیشه در حدِ بعضی شاهکارها، ولی قطعاً یه تجربهی دیدنی و دلنشینه!
در نهایت، «اونوارد 2020» یه انیمیشنِ خانوادگیِ سرگرمکننده و پر از احساسِ واقعیِ دوستی و خانوادهست که با طراحیِ زیبا و ماجراجوییِ جادویی میتونه گزینهی خوبی برای تماشایِ همهی سنین باشه!
این انیمیشن در ژانرهای ماجراجویی، فانتزی، کمدی و خانوادگی ساخته شده که ترکیبی از جادو، سفر و احساسِ خانوادگی رو کنار هم قرار میده!
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.