داستان فیلم
پیش از آنکه به محافظی وفادار تبدیل شود، کنشین یک آدمکش ترسناک با نام باتوسای بود. اما زمانی که با توموئه یوکیشیرو، زن جوان زیبایی با قلبی آکنده از اندوه، آشنا میشود، مسیر زندگیاش برای همیشه دگرگون میشود.
پیش از آنکه به محافظی وفادار تبدیل شود، کنشین یک آدمکش ترسناک با نام باتوسای بود. اما زمانی که با توموئه یوکیشیرو، زن جوان زیبایی با قلبی آکنده از اندوه، آشنا میشود، مسیر زندگیاش برای همیشه دگرگون میشود.

آخه بزار برات از یه تجربهٔ متفاوت تو دنیای سامورایی ها بگم… «Kenshin: Final Chapter Part II – The Beginning» واقعاً یه شاهکارِ تلخِ احساسی و پر از فلسفه س که سال ۲۰۲۱ منتشر شد و از اون چیزاییه که بعد از دیدنش مدتها تو ذهنت میمونه! این فیلم که ادامهٔ نهایی سری زنده اجراهای لیو اکشن از مانگای معروف «Rurouni Kenshin»ه، در واقع یه پیش درآمدِ غمگین و عاشقانه س که ریشه های تاریکِ شخصیت کنشین هیمورا، ساموراییِ باشکوه و در عین حال درگیرِ گذشته رو نشون میده… اون تیری که روی صورتش نشسته، ریشه اش اینجا شکل میگیره!
راستش رو بخوای… داستان از زمانِ قبل از اینکه کنشین به «بَتوسای» تبدیل بشه شروع میشه. اون یه سامورایی قاتلِ بی رحم بوده که روزی بیش از صد نفر رو کشته، اما وقتی با «تومه یوکیشیرو» آشنا میشه، یه چیزِ عجیب تو دلش زبانه میکشه: عشق! این رابطهٔ به ظاهر ساده کم کم تبدیل میشه به زخمی عمیق که باعث میشه کنشین تصمیم بگیره شمشیرشو کنار بذاره واسه عشق… ولی سرنوشت، همیشه ساده و آروم نیست!
به نظر من… اون خالِ ضربدرِ روی صورتِ کنشین فقط یه زخمه؛ یه نمادِ عمیق از گناه، خاطرهٔ از دست دادنِ عشق و آیندهٔ تلخی که به خاطر گذشته رقم خورده. این نماد، مثلِ خطِ زندگیِ یه انسانه که هیچوقت پاک نمیشه.
درسته که کلی اکشن و مبارزه داره… ولی واقعاً اون لحظه هایی که کنشین با خودش تنها میشه و صدای سکوتِ پس از جنگ رو میگیری، انگار داری با مفهومِ «عذاب وجدانِ جنگجو» روبه رو میشی؛ چیزی که تو خیلی از آثارِ سامورایی عمیقاً بهش توجه میشه.
راستش رو بخوای… ریتمش یکنواخت نیست؛ تو اوایلش آرومه و بیشتر به درونِ شخصیت ها توجه میکنه، ولی هر چی به پایان نزدیک تر میشی، ضربانِ قصه تندتر میشه و تازه لحظه هایی که باید بغض کنی و نفس بکشی هم توش هست!
منتقد ها این اثر رو به چشمِ یه پایانِ احساسی و در عین حال محکم برای کل سری نگاه کردن؛ اون ها از تعادل بین نمایشِ کنشین به عنوانِ قاتلِ بی رحم و همون انسانِ آسیب دیده تعریف کردن و گفتن که فیلم تونسته با وجودِ وقایعِ تاریخی و مبارزات، حسِ انسانیِ عمیق رو هم منتقل کنه.
به نظر من… این اثر یکی از قوی ترین پایان های احساسیِ سریه که کارگردان کییشی اوتومو تونسته با ترکیبِ اکشن و درامِ فلسفی نه فقط برای طرفدارانِ قدیمی بلکه برای بیننده های تازه هم تجربه ای عمیق بسازه.
در کل… «Kenshin: Final Chapter Part II – The Beginning» یه پایانِ زیبا و تلخِ احساسی برای سفرِ کنشینه که هم توی اکشنِ شمشیری قوی عمل میکنه هم توی عمقِ انسانی داستانِ خودش رو نشون میده، و به نظر من تجربهٔ دیدنش برای هر کسی که عاشقِ روایت های عمیق و فلسفیِ ساموراییه ضروریه!
این اثر تو ژانرهای اکشن، ماجراجویی و درام قرار میگیره و با حسِ کلاسیکِ سامورایی ترکیب شده تا تجربه ای چندلایه ایجاد کنه.
درسته که مناسب بالای سیزده ساله، ولی چون صحنه های مبارزهٔ شمشیری و لحظاتِ احساسی سنگین داره، برای بچه های کوچیک توصیه نمیشه.
اگه از داستان های ساموراییِ احساسی و فلسفی خوشت میاد، احتمالاً از فیلم هایی مثل «شهرِ خشمگینِ شمشیر»، «ساموراییِ غروب» یا حتی «توکیوِ انتقام» هم لذت میبری چون اون ها هم تمرکز زیادی روی عشق، عذاب وجدان و بقا دارن و حس مشابهی بهت میدن.
این اثر رو به دوستدارانِ سامورایی، اکشنِ دراماتیک و هر کسی که از داستان های عمیقِ فلسفی لذت میبره پیشنهاد میکنم!
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.