داستان فیلم
گروهی از دوستان کنجکاو یواشکی وارد یک کارخانه متروکه کنسرو اسفناج می شوند تا از افسانه «مرد ملوان» که گفته می شود کارخانه و اسکله های محلی را شکار می کند، فیلم مستندی بسازند.
گروهی از دوستان کنجکاو یواشکی وارد یک کارخانه متروکه کنسرو اسفناج می شوند تا از افسانه «مرد ملوان» که گفته می شود کارخانه و اسکله های محلی را شکار می کند، فیلم مستندی بسازند.

باورت میشه؟ ملوان زبل مهربون ما حالا تبدیل شده به یه کابوس خونی! راستش رو بخوای، وقتی شنیدم قراره نسخه ترسناک پوپای ساخته بشه، اولش خندهام گرفت ولی بعد که تریلر رو دیدم… ورق برگشت. فیلم «Popeye: The Slayer Man 2025» جدیدترین عضو خانوادهی فیلمهای ترسناک بر اساس کاراکترهاییه که کپیرایتشون تموم شده؛ دقیقاً مثل همون بلایی که سر وینی پو آوردن! ولی خب، این یکی انگار یه فرق اساسی داره. کارگردان رفته سراغ یه فضای اسلشر خیلی تاریک و خشن که اصلاً شوخیبردار نیست. به نظر من، این فیلم یه جورایی دهنکجی به نوستالژیهای بچگی ماست و واقعاً دلم میخواد بگم که تماشاش دل و جرات میخواد! آخه کی فکرشو میکرد اون پیپ و اسفناج بشه ابزار قتل؟ عجیبه، مگه نه؟!
داستان از جایی شروع میشه که یه گروه جوون برای تفریح میرن به یه شهر ساحلی متروکه و قدیمی. ولی خب، همیشه یه “ولی” وجود داره! اونا ناخواسته وارد قلمروی یه دریانوردِ از ریخت افتاده و روانی میشن که به طرز وحشتناکی شبیه همون ملوان زبل خودمونه؛ اما با این تفاوت که به جای نجات دادن «اولیو»، دنبال بریدن گلوی آدمهاست! اگه اشتباه نکنم، فیلم سعی کرده یه ریشهی واقعی و تلخ برای این شخصیت بسازه… یه ملوان که بر اثر یه حادثه شیمیایی (که شاید به همون اسفناج معروف ربط داشته باشه!) عقلش رو از دست داده و حالا هر کی وارد حریمش بشه رو با لنگر تیکه پاره میکنه. درسته که داستان کلیشهای به نظر میاد، ولی اتمسفر فیلم اونقدر سنگینه که حس میکنی اکسیژن کمه!
به نظر من، اسفناج توی این فیلم دیگه نماد قدرت و سلامتی نیست؛ بلکه نماد یه جور اعتیاد یا جنونِ شیمیاییه. انگار فیلمساز میخواسته بگه هر چیزی که بهت قدرت میده، میتونه یه روزی نابودت کنه! و اون پیپ… پیپی که همیشه گوشه لبشه، اینجا تبدیل شده به یه وسیله برای شنیدن صدای سوتِ مرگ. اگه بخوایم عمیقتر نگاه کنیم، شاید بشه گفت ملوان زبلِ ۲۰۲۵ نماد خشم فروخوردهی طبقه کارگرِ رها شده در بنادرِ متروکهست که حالا داره از توریستهای بیخیال انتقام میگیره. جالبه، نه؟
فیلم از نظر روانشناختی روی ترس از “ناشناختهها در قالب آشنا” کار میکنه. وقتی چیزی که قبلاً بهش اعتماد داشتی (مثل یه کاراکتر کارتونی) حالا میخواد بکشتت، یه جور گسست روانی توی بیننده ایجاد میشه. از نظر اجتماعی هم، زوال شهرهای ساحلی و فقرِ حاشیهنشینها رو به تصویر میکشه که چطور از آدمها، موجوداتی غیراجتماعی و خطرناک میسازه.
منتقدا فعلاً دو دسته شدن. یه سری میگن این فیلم فقط یه موجسواری روی اسمهای بزرگه و ارزش هنری نداره. اما در مقابل، خوره های سینمای وحشت معتقدن که «Popeye: The Slayer Man» تونسته یه خونِ تازه در رگهای ژانر “وحشتِ عمومی” تزریق کنه. یکی از منتقدای معروف گفته بود: “این فیلم زشت، کثیف و به شدت سرگرمکنندهست!” راستش رو بخوای، من فکر میکنم اگه با گارد باز و بدون انتظارِ یه شاهکار اسکاری بری سراغش، حسابی لذت میبری. آخه فیلم تکلیفش با خودش روشنه؛ اومده که بترسونه و چندشناک باشه!
خلاصه که اگه دنبال یه تجربه عجیب و غریب هستی و دوست داری ببینی چطور میشه یه خاطره شیرین رو به یه کابوس تبدیل کرد، حتماً «Popeye: The Slayer Man 2025» رو ببین. فیلم شاید عمیق نباشه، ولی به شدت تاثیرگذاره و تا چند وقت وقتی چشمت به قوطی اسفناج بیفته، یه لرزه کوچیک به تنت میشینه! به نظر من که ارزش یه بار دیدن (ترجیحاً نصف شب و با صدای بلند!) رو داره. آمادهای که ملوان زبل رو تو لباس سلاخی ببینی؟
این فیلم در ژانر وحشت، اسلشر (Slasher) و هیجانانگیز ساخته شده و اصلاً با اون نسخههای کمدی و فانتزی که میشناختیم فرق داره.
اصلاً و ابداً! به خاطر خشونت وحشتناک، صحنههای خونریزی و فضای دلهرهآور، تماشای اون برای کودکان و حتی نوجوانهای حساس به هیچ وجه توصیه نمیشه.
این فیلم دقیقاً تو سبک «Winnie the Pooh: Blood and Honey» و «Terrifier» هست؛ یعنی همونقدر خشن و بیپروا در نمایش مرگ!
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.