داستان فیلم
شبی زنی دچار حالتی ناگهانی و جنونآمیز میشود و همسرش را به قتل میرساند. او که هیچ خاطرهای از آن شب در ذهن ندارد، کمکم به حضور یک جن مشکوک میشود.
شبی زنی دچار حالتی ناگهانی و جنونآمیز میشود و همسرش را به قتل میرساند. او که هیچ خاطرهای از آن شب در ذهن ندارد، کمکم به حضور یک جن مشکوک میشود.

راستش رو بخوای، همین که اسم فیلم «i-Mania» رو میشنوی، یه جورایی حدس میزنی که قراره با یه نقد تند و تیز علیه دنیای دیجیتال روبرو بشی. ولی خب، قضیه خیلی عمیقتر از این حرفاست! به نظر من، این فیلم محصول ۲۰۱۹، یه آینهٔ تمامعیار جلوی جامعهٔ مدرن گرفته تا بهمون نشون بده چقدر توی این اعتیاد به گجتها و دنیای مجازی غرق شدیم. واقعاً دلم میخواد بگم که کارگردان با یه نگاه تیزبینانه، دست گذاشته روی رگ خواب آدمهایی که صبح تا شب سرشون توی گوشیهاشونه. درسته که شاید در نگاه اول یه فیلم مستقل و کمهزینه به نظر بیاد، ولی آخه، قدرت پیامش انقدر زیاده که تا ساعتها بعد از تیتراژ پایانی، ذهنت رو درگیر میکنه. اگه دنبال یه اثر هستی که فراتر از یه سرگرمی ساده باشه و قشنگ بزنه تو صورت واقعیت، این فیلم همونیه که باید ببینی!
داستان فیلم دربارهٔ چالشهاییه که تکنولوژی برای روابط انسانی ایجاد کرده. اگه اشتباه نکنم، ماجرا حول محور چندتا شخصیت میچرخه که هر کدوم به شکلی با این «شیدایی دیجیتال» دست و پنجه نرم میکنن. ولی خب، ماجرا وقتی جدی میشه که این وابستگی به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، مرزهای اخلاقی و روانی رو جابهجا میکنه. آخه، توی دنیای «i-Mania»، لایکها و کامنتها از نون شب هم واجبتر شدن! فیلم نشون میده که چطور یه زندگی به ظاهر عالی، زیر فشار این اعتیاد مدرن فرو میپاشه. درسته که داستان با ریتمی آروم شروع میشه، ولی ولی… کمکم تبدیل به یه کابوس ملموس میشه که شاید خیلی از ماها همین الان هم توش زندگی میکنیم و خبر نداریم!
به نظر من، اون حرف «i» در ابتدای نام فیلم، فقط اشاره به محصولات یه برند خاص نیست، بلکه نماد «منیت» (I) و فردگرایی افراطیه که تکنولوژی بهش دامن زده. واقعاً دلم میخواد بگم که نور آبی صفحهٔ نمایشها توی فیلم، حکم یه قفس نامرئی رو داره که شخصیتها رو زندانی کرده. آخه، اگه دقت کنی، هر چقدر نور گوشیها بیشتر میشه، روشناییِ توی چشمهای آدمها کمتر میشه! این استعارهای از گم شدن روح انسان در دل کدهای برنامهنویسیشده است.
فیلم قشنگ میره سراغ مفهوم «دوپامین دیجیتال»؛ همون لذتهای آنی و کوتاهی که ما رو معتاد به چک کردن مدام گوشی میکنه. از بعد اجتماعی هم، «i-Mania» نشون میده که چطور استانداردهای زیبایی و موفقیت توسط الگوریتمها تغییر کرده. درسته که ما فکر میکنیم انتخابگر هستیم، ولی فیلم بهمون ثابت میکنه که بیشتر شبیه مهرههای یه بازی بزرگ هستیم. این فشار روانی برای «دیده شدن»، تم اصلی و تلخِ این اثره.
منتقدای سینمای مستقل معتقدند که «i-Mania» با اینکه یه اثر پرهزینه نیست، ولی تونسته صداقت عجیبی رو توی روایتش حفظ کنه. خیلیا میگن بازیها انقدر رئال هست که آدم فکر میکنه داره یه مستند از زندگی همسایهاش رو میبینه! البته خب، بعضیها هم به ریتم تند برخی سکانسها نقد داشتن، ولی به نظر من، این تندی دقیقاً همون آشفتگی ذهنهای دیجیتال زده رو نشون میده. در کل، منتقدا این فیلم رو یه «زنگ خطر سینمایی» توصیف کردن که نباید به راحتی از کنارش گذشت.
خلاصه بگم… اگه میخوای یه تکونی به خودت بدی و ببینی کجای این دنیای شلوغ ایستادی، فیلم «i-Mania» یه انتخاب عالیه. این فیلم شاید یه شاهکار هالیوودی با انفجارهای بزرگ نباشه، ولی انفجاری توی ذهنت ایجاد میکنه که قیمتیه. به نظر من، دیدن این فیلم برای هر کسی که حداقل ۴ ساعت از روزش رو با گوشی میگذرونه واجبه! آخه، شاید بعد از این فیلم، برای چند ساعت هم که شده، گوشی رو بذاری کنار و به چشمهای عزیزانت نگاه کنی. حتماً ببینش، پشیمون نمیشی!
این فیلم در ژانر **درام اجتماعی** و با درونمایههای **تریلر روانشناختی** ساخته شده که به نقد مدرنیته میپردازه.
راستش رو بخوای، به خاطر مفاهیم عمیق و جدی که داره، بهتره توسط نوجوانان و بزرگسالان دیده بشه. برای بچههای کوچک ممکنه خستهکننده یا نامفهوم باشه.
اگه از اپیزودهای سریال **Black Mirror** (آینه سیاه) یا فیلم **The Social Dilemma** خوشتون اومده، قطعاً از تماشای این فیلم هم لذت میبرید.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.